به گزارش شهرآرانیوز؛ اسماعیل بقایی با تبیین دکترین «قلدرستیزی»، ضمن یادآوری جنایات آمریکا از کودتای ۳۲ تا حمله به مدرسه میناب، اعلام کرد که تهران میان «حق مشروع» و «امتیاز» تفاوتی راهبردی قائل است؛ موضعی که نشان میدهد دستگاه دیپلماسی، حالا در قامتِ بخشی از سامانه حاکمیتی، خود را مهیای یک تسویهحساب تاریخی با عاملان ناامنی در منطقه کرده است.
نشست خبری روز دوشنبه (۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵) اسماعیل بقایی، سخنگوی دستگاه دیپلماسی، فراتر از یک پرسش و پاسخ معمول، به مانوری برای تبیین دکترین «قلدرستیزی» ایران در میانه بحرانهای منطقهای تبدیل شد. بقایی که با ادبیاتی دقیق و مبتنی بر حقوق بینالملل سخن میگفت، این بار صراحتاً از واژگانی استفاده کرد که نشاندهنده تغییر فاز تهران از «صبر راهبردی» به «مطالبهگری تهاجممحور» است.
اصلیترین کانون توجه در نشست امروز، واکنش بقایی به اظهارات اخیر مقامات آمریکایی پیرامون «ناکافی بودن» پیشنهادات ایران بود. سخنگو با بازتعریف هوشمندانه مفاهیم، مرز میان «امتیاز» و «حق» را روشن کرد.
بقایی با اشاره به موضوعاتی نظیر آزادسازی داراییهای بلوکه شده و امنیت دریانوردی، بر این واقعیت صحه گذاشت که تهران در پی معامله بر سر داشتههای قانونی خود نیست.
استفاده از عبارت «پیشنهادات سخاوتمندانه» نشان میدهد ایران در مذاکرات اخیر، فراتر از انتظاراتِ طرف مقابل ظاهر شده و اکنون با «رفوزه» خواندن آمریکا، عملاً بنبست فعلی را نتیجه بدعهدی تاریخی و ذهنیت صهیونیستزده کاخ سفید معرفی میکند.
بقایی در پاسخ به جنجالهای مربوط به تنگه هرمز، با پیوند دادن حقوق بینالملل و قوانین داخلی، بر حق «کشور ساحلی مورد تجاوز قرار گرفته» تأکید کرد. او با ردّ ادعای مخالفت وزارت خارجه با انسداد تنگه، یکپارچگی سامانه تصمیمگیری در حاکمیت را به رخ کشید.
در این بخش، سخنگو با ادبیاتی صریح به کشورهای اروپایی هشدار داد که از «وسوسههای آمریکا» دوری کنند. پیام تهران روشن است: هرگونه مداخله فرامنطقهای در تنگه هرمز، نه تنها تأمینکننده امنیت نیست، بلکه هزینههای عبور و مرور دریایی را برای بازیگران ثالث بهصورت تصاعدی افزایش خواهد داد.
بخش مهمی از نشست امروز به تنظیم دوباره روابط با بازیگران منطقهای و بینالمللی اختصاص داشت. از تقبیح «مجازاتهای قرونوسطایی» در بحرین تا هشدار غیرمستقیم به امارات درباره حقوق اتباع ایرانی، همگی نشان از خروج دستگاه دیپلماسی از حالت انفعالی دارد.
همچنین، حمله تند بقایی به «جاهطلبیهای شخصی» رافائل گروسی، نشاندهنده نارضایتی عمیق تهران از سیاسیشدن آژانس است. بقایی با یادآوری این نکته که جنگ هم نتوانست برنامه هستهای ایران را متوقف کند، عملاً ناکارآمدی تهدیدات نظامی را به رخ کشید.
نقطه عطف سخنان سخنگو، پاسخ به تهدیدات نتانیاهو و ترامپ بود. بقایی با بیان جملهای که میتواند تیتر اول رسانههای بینالمللی باشد، تأکید کرد: «هنوز با کسانی که علیه ملت ایران جنایات مرتکب شدند، تسویه حساب نکردیم.»
این گزاره، پیامی واضح به اتاقهای فکر در واشینگتن و تلآویو است؛ مبنی بر اینکه ایران دیپلماسی را نه به عنوان تنها گزینه، بلکه به عنوان «یکی از ابزارهای منافع ملی» میبیند. بقایی با این موضعگیری نشان داد که پرونده انتقام و تنبیه متجاوز، حتی در حین مذاکرات، همچنان روی میز نیروهای مسلح مفتوح است.
نشست خبری ۲۱ اردیبهشت ثابت کرد که وزارت امور خارجه در سال ۱۴۰۵، به دنبال «توافق به هر قیمت» نیست. لحن بقایی نشان داد که تهران برتری اخلاقی و حقوقی خود را در میدان به رسمیت شناخته و اکنون از موضع «بازیگر مسئولیتپذیر اما مقتدر»، به دنبال تغییر نظم تحمیلی در منطقه غرب آسیاست.